پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی دعاهای سفر در ادیان ابراهیمی ـ یهودیت، مسیحیت و اسلام ـ براساس الگوی اسپیکینگ هایمز انجام شده است. این پژوهش سه متن نیایشی شامل تِفیلات هَدِرِخ در یهودیت، بخش اعزام شاگردان در لوقا ۱۰ مسیحیت و دعای سفر در سنت اسلامی را تحلیل کرده و تفاوتها و شباهتهای ساختاری، کارکردی و معنایی آنها را آشکار ساخت. روش پژوهش کیفی، تحلیلی- تفسیری و مبتنی بر تحلیل اسنادی متون دینی است. یافتههای پژوهش نشان داد که گرچه هر سه دین سفر را عرصهای برای تجربه وابستگی انسان به قدرت متعالی و بازتولید معانی اعتماد، توکل و حفاظت الهی میدانند اما تلقی آنان از ماهیت سفر و نوع ارتباط با خداوند از طریق دعا متفاوت است. در یهودیت دعا ماهیتی آیینی و جمعمحور دارد و امنیت فیزیکی در مرکز آن قرار میگیرد. در مسیحیت نخستین، سفر بیشتر مأموریتی الهی است و دعا نقشی تربیتی-تعلیمی داشته و شاگرد را برای مواجهه با تهدیدهای اجتماعی و معنوی آماده میکند. در اسلام دعای سفر صورتی شخصی و عاطفی دارد و علاوهبر حفاظت، بر سپردگی کامل وجود، خانواده و ایمان به خدا و نیز طلب تقرب تأکید دارد. دعای اسلامی سفر برخلاف دو متن پیشین دعا یا گفتار آیینی رسمی نیست، بلکه یک نیایش شخصی با ریشههای عرفانی است. پیشنهاد میشود از این نتایج میتوان در طراحی آیینهای سفر، مطالعات روانشناسی سفر و گسترش گفتوگوهای بینادیانی استفاده نمود. نوآوری پژوهش نخستین استفاده از الگوی اسپیکینگ هایمز بهمنظور بررسی دعاهای سفر در ادیان ابراهیمی است.